جهنم خدا عین عدالت و رحمت است
این سؤال ممکن است در ذهن بیاید که آیا
جهنم خدا نمودار نوعی خشم و بغض و انتقام از جانب خدا نیست؟ آیا ما باید خدا را انسانوار در نظر آوریم که
از روی عصبانیت و خشم عمل می کند؟ خدا در قرآن به انسان می گوید:
«و آنچه به شما داده شده برخوردارى از زندگى دنياست و آنچه پيش خداست براى
كسانى كه گرويده اند و به پروردگارشان اعتماد دارند بهتر و پايدارتر است: كسانى
كه از گناهان بزرگ و زشتكاريها پرهیز می کنند و چون به خشم آيند درمى گذرند؛ و
كسانى كه [به نداى] پروردگارشان را پاسخ داده و نماز برپا می کنند و در ميانشان
مشورت می کنند و از آنچه روزيشان داده ايم انفاق مى كنند؛ و كسانى كه چون ستم بر
ايشان رسد يارى مى جويند [و به انتقام بر مى خيزند]؛ و جزاى بدى مانند آن بدى
است، پس هر كه گذشت کند و نيكوكارى كند پاداش او با خداست که به راستى او ستمگران
را دوست نمى دارد؛ و هر كه پس از ستم [ديدن] خود يارى جويد [و انتقام گيرد] راه
[نكوهشى] بر ايشان نيست؛ راه [نكوهش] تنها بر كسانى است كه به مردم ستم مى كنند و
در [روى] زمين به ناحق سر برمى دارند. آنان عذابى دردناك [در پيش] خواهند داشت؛ و
هر كه صبر كند و گذشت کند، مسلما اين [خويشتن دارى حاكى] از اراده قوى [در]
كارهاست.
و هر كه را خدا بى راه گذارد پس از او
يار [و ياور]ى نخواهد داشت و ستمگران را مى بينى كه چون عذاب را بنگرند مى گويند
آيا راهى براى برگشتن [به دنيا] هست.» (۴۲:۳۶-۴۴)
واضح است که خداوند عمل از روی خشم را
نادرست می داند و گذشت را بهتر از قصاص می داند.
پس جهنم چیست؟ در ادامه همین آیات می گوید:
«آنان را مى بينى [كه چون] بر [آتش]
عرضه مى شوند از خواری زبون شده اند، زيرچشمى مى نگرند و كسانى كه گرويده اند
مى گويند در حقيقت زيانكاران كسانى اند كه روز قيامت خودشان و كسانشان را دچار
زيان كرده اند. آرى ستمكاران در عذابى پايدارند و براى آنان دوستانى [ديگر] نيست كه آنها را در برابر خدا يارى كنند
و هر كه را خدا بى راه گذارد هيچ راهى براى او نخواهد بود. پيش از آنكه روزى فرا
رسد كه آن را از جانب خدا برگشتى نباشد. نداى پروردگارتان را، پيش از آنكه
روزى بيايد كه در برابر امر الهى بازگشتى نداشته باشید، بپذيريد، در چنين روزى شما
را پناهگاهى نيست، و شما را مجال انكارى نيست.» (۴۲:۴۵-۴۷)
اگر دینهای اهل کتاب (یهودیت، مسیحیت، و
اسلام)، علی رغم انحراف ها، یک ایده پیشرونده کلی داشته باشند اینست که خداوند از
دنیا نیست. ما نمی توانیم خصوصیات دنیوی خویش را به خدا اطلاق کنیم. خداوند نا دیدنی و غیر قابل وصف است، ورای ۹۹
اسم. پس جهنم چیست؟ در قرآن خدا این را
روشن می کند که:
۱.همه چیز به دقت
در «دفتری» ضبط شده است.
۲.در روز قیامت
دهان ما بسته و بدنهایمان زبان باز خواهند کرد. برای مثال پاهایمان از جاهایی که
رفته ایم با خبرمان خواهند کرد. چشمهایمان چیزهایی را که به آن روی آوردیم و دیدیم
مجسم خواهند کرد. به تعبیری هرچه که می کنیم در اجزاء بدنمان ثبت می شود.
۳.در آن روز به
هیچ کس به اندازه یک ارزن هم ظلم نخواهد شد. برعکس، هر کس کمی خوبی کرده باشد
بیشتر دریافت خواهد کرد.
۴.جسم و روح ما با
نیایش خدا تغذیه میشود. این هدف و وسیله زندگی است. سفر بشر در جهان هستی برای اینست
تا به این حقیقت با پوست و گوشت و جان خود برسد.
این اصل وابستگی ذاتی ما به خداست. این اصل، مستلزم فروتنی و دیدن ناچیزی وجود
خویش است تا شایسته اتصال نور درون-ذاتی مان به خدا شویم. این راه مستقیم است. هر راه دیگر: راه سکولاریسم،
مارکسیسم، لیبرالیسم، «فاعل خود مختار» (autonomous subject)، ماتریالیسم، راه روحانیت بی خدا و عصر جدیدی... و حتی راه
فرزانگانی چون بودا و کنفسیوس و هر راه دیگری در تحلیل نهایی به بن بست می رسد،
مگر اینکه به پرستش خدا به عنوان معنا و هدف هر لحظه آگاه و مؤمن شویم. ابراز
استقلال از خدا تنها یک توهم نیست. مانند ابراز استقلال سلولهای سرطانی، ابراز
استقلال از خدا، برای روح و جسم ما عواقبی دارد.
۵. این عواقب در
اجزاء بدن و روح ما ثبت می شود و از نقطه معینی، آنگاه که بیش از اندازه از خدا
دور شویم، جهنمی میشویم. بسیاری به این حقیقت کورند. و این کوری درجات دارد. کسی
که از تجربه خدا دور می افتد اگر روی به خدا بر گرداند می تواند جهت را معکوس کند:
از کوری به بینایی قدم بر دارد... اما نه مثل فرعون در آخرین نفس.
۶.دوزخ جای انتقام
نیست. نتیجه عمل ماست و چه کس از نیت و خرد خدا خبر دارد؟ شاید این همان درمان
آلودگی بیش از اندازه است، و در تحلیل نهایی، راه رستگاری برای دوزخیان. درباره
آنچه که ورای ماست باید خاموش ماند.
۷.از این نقطه نظر
جهنم عین عدالت و رحمت خداست. پس جز احساس
ترحم، به رحمت عمل خدا، بنا به دلایل بالا، شک نباید کرد.

No comments:
Post a Comment